پوریا پوریا ، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره

پوریا پسر مهربون من

گل پسر در شب حنابندون

مجلس حنابندون عمو محسن هفته قبل دوشنبه 8/3/91 بود و گل پسر ما با هستی اول تا تونست حسابی رقصید و مجلس رو گرم کرد اما بعد که دید کارهای دیگه ای هم می تونه بکنه شروع کرد دویدن بین سالن مردونه و زنونه و خلاصه حسابی از خجالت همه دراومد اون وسط یه سری از بچه ها پوریا رو می کشیدن  که باید با ما بازی کنه و هستی هم یک تنه یه طرف دیگه بود و از عهده هم براومد فکر کنم به همشون خوش گذشته راستی عمو محسن جون مبارکه امیدوارم که سالها خوشبخت و خوشحال باشید     این هم گل پسر ما و هستی در حال ابراز احساس کردن به یکدیگر  فکر کنم جو عروسی حسابی بچه ها رو گرفته بود و ...   ...
15 آبان 1391

پوریا در عروسی

پنج شنبه شب هم یعنی 11/3/91 عروسی توی قزوین و تالار مرمر برگزار شد هرچند بخوبی عروسی تهران نبود ولی این هم گذشت و آقا پسر ما هم فکر کنم حسابی بهش خوش گذشت اول از همه با عمو محسن رفت آرایشگاه و 3 ساعت تموم اونجا بود تا حسابی خوشگل بشه بعد هم تا از آرایشگاه اومد خاله رویا تازه از تهران رسید و وقتی دید موقعیت مناسبه یه عکس خوشگل رو پله های خونه عزیز ازش گرفت البته تو عروسی فرصت نشد زیاد ازش عکس بگیرم ولی خوب یه چند تایی هست که خالی از لطف نیست آقا پسر ما هم که تا عروس نیومده بود از اون بالا پایین نمیومد و حسابی جاشون رو پر کرده بود . این دو تا هم که دوباره تا فرصت رو مناسب دیدن باز هم رفتن ور دل هم و ...
8 آبان 1391
1